یه چیزی بگو!!!

درددل و خاطره و بحث اجتماعی

امروز با يكي از فاميلامون صحبت ميكردم.در مورد ازدواج و زندگي و طلاق.اين آقا سالهاي سال سمتي در دادگاهاي خانواده داشت.حتما تو تلويزيون ديدينش.ميگفت: ("بالاي 60% طلاقهايمان مشكل بر سر مسائل جنسيه .اولش شايد روشون نشه بگن يا مشكلاتي ديگري مطرح ميكنن ولي وقتي متوجه دليل اصلي ميشي ميفهمي كه همش جنسيه").فكر ميكنين چرا ؟ چرا بلد نيستيم از چيزايي كه خدا به ما داده به خوبي استفاده كنيم ؟ چرا همه چيزو سرسري ميگيريم ؟ اين عادت مردم ايرانه.وقتي صحبت مسئله جنسي با يك خانم مسن ميكنين جوابه درستي نميگيرين.مثلا حجب وحيا داره.من كسي نيستم كه نصيحت كنم.بدمم مياد.ولي ميدونم وقتي شوهري رابطه خوبي با همسرش نداره ، وقتي خانمشون اينا رو بد ميدونن،ديگه نگه چرا شوهرم شبها اضافه كاري داره، ديگه نگه چرا  چشمش اين ور اون ور كار ميكنه.چون سير نيست،گرسنه ميباشند.ميدوني نميدوني. البتهمردهاي مريض جنسي رو از اين بحث خارج كنيد. مرد نميخواد عشقو از همسرش گدايي كنه.مي خواد غافلگير بشه.غافلگيرش كن نتيجه ميگيري.خانما به خودتون بياين.يه تكوني، چيزي.بس كنين اين زندگي كسالت بار ،تكراري ،خسته كننده.هنوز دير نشده.چه عيبي داره بعد از 10 سال هر هفته ماه عسلتون باشه.بده ؟ خانما تعارف و رودروايسي بريزين دور. از شوهرت ،عشقت،همه چيزت، خجالت ميكشي ؟ هر احساسي تو هر لحظه داري بگو.مردها كمي تو اين موارد خنگ تشريف دارن.بايد مدام بهشون گفت كه دوستشون دارين.بعدش منتظر عكس العمل هاي عجيب و قريب و دوست داشتني باشين.

كمي با دختر هاي زرنگمون كار دارم.

همه مواردي كه در بالا گفتم ، كاملا برعكسشو براي دوست پسراتون اجرا كنين.گرسنه بزارينش.بذارين هميشه يه چيزي داشته باشين كه بهش عمرا برسه.آي پسرها ديوونه ميشن.مريدتون ميشن.هر كاري بگين ميكنن تا ...   . منظورم فقط مسائل جنسي نيست.همه موارد.مردها دوست دارن چيزي براي كشف كردن طرف مقابل باشه.وگر نه بعد از يه مدت هر چقدر خوب باشين ،دلشونو ميزنين.خودتونو ارزون نفروش. با پسري باش كه لياقتتو داره، از لحاظ تحصيلي، خانوادگي ،بهم بخورين .حتي براي شام،2 ساعت چت كردن،  دوستي كوتاه . نگو ("قرار يك بار شام بريم بيرون.همين") .  جوونيتو ، احساستو كه از سر راه نيوردي. حداقل وقتي  بهم زدين افسوس گذشته ها نخوري.وقتي ميبينيش يا با هم تنها هستين ،همون كاري كه در اون لحظه فكر ميكني لازمه، انجام بده.اون وقت نشون ميدي  براي احساس و عشقت ارزش قايلي . فقط تو رو خدا  اون لحظه قول ازدواج بهم ندين.خيلي خنده دار ميشه.

به حرف هاي من توجهي نكنين.با هم خوش باشين.

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 اسفند1387ساعت 22:48  توسط امین  | 

خيلي وقته نبودم.چه خبر.يادتونه گفتم كنكور فوق دارم.امسال قبول شدم.عمران ژئوتكنيك دانشگاه تهران مركز.تا الانش خبر خوب بود ولي من با دختري يه مدت دوست بودم.رابطمونم بد نبود.كم كم بهش وابسته شده بودم.ولي شب 29 شهريور 87(شب 19 رضان) رفت.چه راحت.مگه نه.تو تصادف جاده شمال.اين همون خدايي كه عاشقشم.دختري كه ليسانس بود خوشگل بود آزارش به هيچ كس نميرسيد بايد بره اونوقت هر چي دختر ... بايد تا آخر عمرش باشه تازه خوشبختم ميشن اين جور آدما.نميدونم واقعا نميدونم حكمت اين كار خدا چيه.زندگي مگه عسقيه از هر كي خوشش مياد باشه از هر كي كه حال نميكنه بكشه.راحت.حوصله داري.يكي به من بگه دختره 22 ساله آرزو نداره عشق نداره نميخواد زدگي كنه.چي كار بايد بكنيم كه همين الان سقف نياد رو سرمون بميريم.نماز،روزه،گناه نكردن....

جواب نه.چون اين دختر تمام اين وظايفو انجام ميداد ولي خدا باهاش حال نكرد.كشتش.حالا تقصير كيه؟عدالت اينه؟من نميخوام نميخوام نميخوام

ديگه نميتونم بنويسم.ببخشين ناراحتتون كردم.قدر چيزايي رو كه دارين بدونين.چون شايد بي دليل از دست برن.خيلي بي دليل

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 17:41  توسط امین  | 

 بعضي ها دليل خلقت انسان را نمي دانند و می پرسند هدفمان از به دنیا آمدن چیست ؟ ویا هدف خدا از خلقت انسان چه بوده است ؟ و یا سوالاتی در این زمینه...

 بنظرم اومد هرچیزی بخوام در مورد دلایل آفرینش انسان بنویسم ٬ باز هم به نظر مولانا در آفرینش انسان ٬ نمی رسد .  گفتم احتمالا براي شما هم جالب خواهد بود . كليه مطالبي كه در پايين آمده ، از مولانا نقل قول شده است . نه از من . فقط انتخابش با من بوده .

 

آفرينش انسان از زبان مولانا

 

داستان آفرينش انسان به دست خداي عزوجل  داستاني شگرفت و عبرت آموز است . اينها كه مي گويم اسرار است نه كه بگويم خدا كم ارزش است كه خداوند را پيمانه اي براي سنجيدن ارزش نيست بلكه هدف اين است كه تو خود بداني كه كجا ايستاده اي و با چه موجود نازنيني هم آغوش مي كني .خداوند تنها بود در ميان همه مخلوقاتش ، موجودي نبود كه بتوان به او ، آنچنان كه بايد باليد و افتخار كرد .خدا _ جل جلاله _ مي خواست آينه اي داشته باشد تا وجود زيباي خود را در آن نقاشي كند . يكي مثل خودش .

لاجرم دست به كار شد * كن فيكوني كرد * و دست به خلقت موجودي زد كه خود مي دانست چه موجود زيبايي خواهد بود . ذره ذره ، آهسته آهسته ، نرم نرمك  مي ساخت و حكاكي مي كرد و هنر مي باريد . جسم انسان كامل شد . ملائك گفتند : چه زيبا موجودي آفريدي اي پروردگار بي همتا . ملائك متعجب بودند كه خداي عزوجل با چه شور وشوقي دست به كار است ! خدا گفت : صبر كنيد . اين كه شما را متعجب كرده است ، هيچ نيست . آنگاه اين جسم را بلند كرد و در آغوش كشيد . آنگاه لبانش را بر روي لبان آدم گذاشت و از روح مبارك خود در او دميد .

انسان ( تو ) متولد شد . چشمانش را باز كرد و چه لحظه ي زيبايي بود ، آن لحظه كه چشم در چشم خدا بود . خوش به حال اي انسان كه اولين نگاهت به ديدني ترين منظره گشوده شد.

چشمان خشك و بي روح انسان از اين ديدار پر از نور اشك شد . شد اشك روان از منظر من _ خداوند عزوجل به انسان زباني آموخت كه رمزي بود بين خود و انسان ( تو ) كه نشانه اش اشك است .

آنگاه به انسان ( تو ) گفت : اي عزيز دلم ! اي زيباي من ! اي جان و دل من ! اي قرباني من! بدان كه هرگز و هيچ زماني تو را از آغوشم رها نخواهم كرد . " من از رگ گردن به تو نزديك تر هستم "  و تو با مني در همه حال و در همه جا . سپس خدا هديه تولدش را به انسان داد . انسان مشتاق بود كه بداند در اين بسته چيست ؟ اين با ارزش ترين چيزي است كه او خواهد داشت " هديه اي از طرف خداي متعال و معشوق لا يزال " چه چيز مي تواند اين ارزش را داشته باشد كه " خدا " آن را به عنوان هديه به عزيز ترينش ( تو )  بدهد ؟

آن هديه " زندگي " بود  .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 20:1  توسط امین  | 

امشب مي خواستم در مورد ازدواج بنويسم .اما در يك سايتي مطلبي نوشته بود كه جالب بود و گفتم تا با هم در موردش صحبت كنيم. خيلي جدي در اين سايت ‌،اگر بخواهم خلاصه بگم ، نوشته بود كه: (خداوند گفته فقط در زمين حيات وجود داره و اين صحبت با نظر علما و دانشمندان درباره وجود حيات در ديگر سيارات ،تناقض دارد ،پس خداوند وجود ندارد و مثالهاي متفاوتي در اين مورد زده بود).ديگر نمي خواهم  در مورد مطالب آن سايت زياد توضيح بدم.

 

 با چند نفر از رفقا در مورد وجود و يا عدم وجود خداوند بحث می كردیم . برايم جالب بود ، نظر بيشتر آنها اين بود كه خداوند وجود ندارد . دلايلي هم براي اثبات نظرشون هم داشتند . اما من نظرم فرق داشت . من بهشون گفتم كه : اصلا فرض كن خدايي وجود نداره و تمام اين زمين و آسمانها از يك انفجار اتمي بوجود آمده است ، چه چيزي را براي شما عوض مي كنه؟ كدوم كار را مي خواهي فقط در نبودن خدا انجام بدي ؟ يكي از بچه ها كه از طرفداراي وجود خدا بود ، ميگفت : ( اگر خدا نباشه ، هرج و مرج همه جا را در بر ميگيره ) . این نظر هم خيلي خنده داره ، مگه نه؟  خدا به انسانها عقل و اختيار داده ، تا انسانها بتوانند راه خود شونو انتخاب كنند و خداوند اصلا نمي خواهد جلوي كسي را بگيرد .كسي كه مي خواهد هرج و مرج راه بندازه ، ديگه با خدا چي كار داره . اگه از خدا ميترسه ، پس از هر كي كه زورش بيشتره مي ترسه و اين ديگه به بودن يا نبودن خدا بستگي ندارد.

 به نظر من 2 طرز فكر در مورد خدا وجود دارد .

 يك عده مي گويند كه:( خداوند ناظر و مجري هر كاري است و انسانها مانند عروسك خيمه شب بازي هستند و هيچ كاري بدون اجازه خدا انجام نمي شود و در همه كارهاي انسان تقدير حرف اول را مي زند و تمام انسانها موقتي در اين دنيا هستند و همه به دنيا مي آيند تا بميرند و به بهشت يا جهنم بروند ) .

عده ديگري مي گويند كه : ( اگر خدا وجود داشت پس چرا خودش را نشان نمي دهد و اگر قدرت خدا بر همه امور احاطه دارد ، پس چرا ظالم را به سزاي اعمالشان نمي رساند ؟ چرا كسي را كه مي دانيم فاسد بوده و پول حرام بدست آورده است را به عذاب نمي رساند؟ شخص فاسد هر روز پول دار تر از ديروز مي شود ،يعني كسي آن بالا وجود ندارد و همه چيز در اين دنياست و بهشت و جهنم و روز قيامت هم وجود ندارند ) .

متاسفانه نظر من  و امثال من  متفاوت با دو نظر بالا مي باشد . نظر من اينكه با توجه به اينكه همه موجودات آفريده خداوند مي باشند ولي خداوند در زندگي و مسير آينده و ... آنها نقشي ندارد ، كه اگر داشت با قضيه ، مختار و عاقل بودن انسان ، در تضاد بود . پروردگار انسانها را آزاد آفريده ، تا هر كدام به نسبت عقل و دانش خود و اقتضاي خودشان از اين دنيا بهره مند شوند . اگر انسان بخواهد ، خدا به عنوان راهنما در كنارش خواهد بود ولي تصميم اول و آخر را خود انسان ميگيرد . پروردگار انسان را براي وظيفه خطير و مهمي كه همان زندگي است ، به جهان هستي فرستاده است و نوع زندگي كردنمان به عرضه و هدفمان از زنده ماندن ٬ بستگي دارد . ضمنا جهان اطرافمان از يك نظم باحالي درست شده ، كه هر كاري ( خوب يا بد ) انجام بدي ، جوابشو تو همين دنيا مي بيني . مطمئن باش هيچ كاري فراموش نمي شه .

كساني كه وجود خدا رو منكر مي شوند ،به نظر من ، تو همين فكر باشند و خودشونو اذيت نكنند و اصرار نكنند كه حرفشونو ثابت كنند . چون خدا اونقدر بزرگ هست كه اگر عده اي منكر او شوند ، براش فرقي نداره . اگر تمامي مخلوقات جهان هستي هم در وجود خدا شك كنند ، باز هم خدا ككش نمي گزه .پس ضرر يا سودشو هم مي برين . بيخود هم خودتونو خسته نكنين وفقط  دنبال زندگي و هدف آيندتون باشيد و بدونيد خدا ، به اثبات شدن خود و حرف هايش  توسط شما نه نياز داره نه لازم داره . اصلا همون حرف شما كه ميگيد خدا دروغه و يا خدا وجود نداره و ...

براي من خداوند يك نيروي خيلي باحاله ، كه هم با من حرف ميزنه ، هم مي خنده ، هم اگه كارهايم بد يا خوب باشه ، بمن ميگه . باورتون ميشه يا نه ؟ شايد بگين پسره ديوونه شده .اين حرفا چيه كه ميگه ، نكنه ميره جلوي آينه ؟

به شما ها حق ميدم ، تا براتون پيش نياد باور نميكنين . اما بخاطرمن هم شده يك بار امتحان كنيد . بريد تو يه جاي خلوت ، سعي كنين صداش كنين و حسش كنين . اين كارو اگه کاملا دلتون ميخواد ، انجام بدين . جوابي گرفتين ؟ آره درسته . اگه نه كه ، دوباره سعي كن ، اونقدر اين كارو انجام بده تا با اون نيروي درونت برسي . خيلي وقته كه سراغشو نگرفتي ، اما اون به اين چيزا اهميت نميده ، هميشه منتظرت مي مونه ، تا تو بياي . همون ندايي كه از دلتون مياد ، همونوميگم .ديدين ميتونين باهاش صحبت كنين . حالا چيزايي رو كه شك دارين و يا سوال هايي كه دارين ازش بپرسين ،ديدي كه جواب ميده . به اولين نداي قلبتون اعتماد كنين ، خيلي باحاله . مگه نه ؟ اين كارو بازهم ادامه بدين .مي بيني هر وقت يه كار خوب ميكني اون نيرو هم خوشحاله ، هر وقت يه كار بد ميكني اون نيرو ناراحت ميشه . خيلي آسون ميتوني اون نيرو را از خودت خوشحال كني . هر چيزي مي خواي از اون نيرو بخواه ، مطمئن باش راه رسيدنشو بهت نشون ميده .  اون نيرو همون خداست .

ميخوام نظر شما هم در مورد اين حرفها بدونم . منتظرم

+ نوشته شده در  جمعه 5 بهمن1386ساعت 23:22  توسط امین  | 

سلام. نبودم فرقی براتون داشت؟ نه. ایندفعه دیگه نمیخوام برم.میخوام دوباره با هم درددل و بحث کنیم.از فردا شروع میکنم.اونی هم که قرار بود خوشحالم کنه ...ولش کن.امسال دوباره دفترچه فوق ازاد اومد.دوباره می خوام انتخاب رشته کنم.الان میگی باز این داره زور میزنه تا بره فوق لیسانس.تو که قبول نمیشی چرا داری ثبت نام میکنی؟همینجوری به خدا.از رو بیکاری.

از گاز چه خبر.بیچاره شمالیها.تو این سرما بی سابقه از سرما مردن دیگه.شهر خلخال با ۳۰ درجه زیر صفر ۵ روز کاملا گاز نداشت.شهرهای ساری و قائم شهر و بابل و... ۲هفته گاز نداشتند.میگم ما ایرانی ها چه ادمای پرویی هستیم٬  این گاز بیچاره باید از جنوب تا شمال به طول ۲۸۰۰ کیلومتر پیاده بیاد.شما میتونین بیاین؟نه که نمیتونین.این گاز بیچاره بین راه می خواست ۲ هفته استراحت کنه ٬ بابا پدرشو دراوردین٬ ابروشو بردین. به قول خبر گذاری ها تو امل فساد کشورا(ایالات ...) ۶۰ ساله که برق و اب و تلفن و موبایل و گاز و... ندارن.حالا یه ۲ هفته ای٬ اونم تو نصف کشور٬ گازی که خودمون با اون جون کندن های شبانه روزی بهتون دادیم ٬ دوست داشتیم صادر کردیم٬ خوب قطع شد.منو س ن ن  .از سرما مردین که مردین به ... ر ک .اصلآ کی گفته دوربین فیلم برداریتونو ببرین از سونا و جکوزی خانم والده فیلم بگیرین و از تموم شبکه ها پخش کنین.مگه خودتون ناموس ندارین٬مگه خار مادر ندارین.یه یا الله سرفه ای چیزی.بابا ادم تو سونا هم خوابیده امنیت نداره.دیگه تو بخار هم نمیشه مخفی شد.امان از شبکه خبر. اصلآ کدوم بی خدا پیغمبری گفته که ما دومین منابع گاز داریم.اقا این حرفا دروغه٬ جوسازی علیه ما٬ یه دو سه لیتر گاز داشتیم اونم تموم شد رفت.همین   

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 0:18  توسط امین  | 


امروز مي خوام در مورد دخترا حرف بزنم. در مورد بعضي از دخترا .

 ديشب رفته بودم پارك ملت. يه دختره با يه پسره بود ، داشتند قدم مي زدند ، بعدش پيش من رو نيمكت بغلي نشستند. يه كم از حرفاشونو شنيدم(فضول) پسره داشت  در مورد ازدواج، سفره عقد ، كي اول بله ميگه ، كي تو دهن اون يكي عسل مي زاره ، خونمون چند متر باشه، تو عروس خانوادموني ، مادرم بهت سلام رسوند و... صحبت مي كردند. دختره ديگه رو سقف بود، ديگه ذوقو تو چشاش مي خوندي، بعدش پسره گفت بريم ... ، دختره گفت باشه ولي بايد زود برگردم. از نيمكت بلند شدند و رفتند...

شايد بگين : ( امل  خونه رفتن ايراد داره ، تو خودت اين كاره نيستي؟ بابا مثبت )

من ميگم كه خونه رفتن بعد از اطمينان به طرف ايراد نداره.ولي چرا بايد دختره حتما عروس باشه؟ چرا بايد پسره حتما داماد باشه؟ چرا دروغ ؟ چرا چرا چرا؟؟؟  بايد قانون هر كاري رو قبول كنين.قانون دوستي و عشق با هم بودن ، شام بيرون رفتن ، مهموني رفتن ، خونه رفتن و...  چرا خودتونو گول مي زنين چرا ميگين:( اين پسره با بقيه فرق مي كنه، هر كاري كه مي كنم از روي عشقه)

پسرا به يه چيزايي مثل بقيه چيزا نياز دارن . اگه جلوشو بگيري مجبور ميشه بهت دروغ بگه . بهت بگه كه با هم ازدواج مي كنيم تا بتونه كاراشو بكنه . تو اين جوري كه نمي خواي؟ ازدواج كه الكي نيست .نميگم كه تمام اين دوستي ها فقط از هوسه .خيلي از اينا منجر به ازدواج شده ولي نه با دروغ

دختر يه كم فكر كن . نذار پسره فكر كنه كه تو كف ازدواجي.اگه گفت تو همسر اينده مني ، بگو الان خيلي زوده  كه در مورد اين چيزا با هم صحبت كنيم . اگه منو مي خواي بخاطر خودم باشه ،  نه براي عروسي . بذار حساب كار دست پسره بياد ، فكر نكنه مي تونه با عروس عروس گفتن، رگ خوابت تو دستش بياد .

مطمئن باش پسره خوب كم نيست ولي پسره خوب نمياد قول ازدواج بده . اينو يادت باشه...

دخترا يه كاري نكنين پسرا مجبور به خالي بستن بشن . تقصير خودتونه . فكر مي كنين كه دوستي يعني ازدواج . با هم دوست باشين ، هر كاري هم كه مي خواين با هم انجام بدين ولي نه به شرط ازدواج . مثل بچه ها  اولين روز دوستيتون نگين كه:( من خونه مونه نمي يام ، من با بقيه دخترا فرق دارم ، با هم فقط در حد تلفن باشيم و...) بعدش پسره مجبور ميشه بگه كه :(من تورو براي ازدواج مي خوام ، من با بقيه پسرا فرق دارم ، من اصلا از دخترايي كه خونه ميرن متنفرم و...) بعد از مدتي كه دختر خانم ... شد ، خونه هم ميره ،

زيادم ميره ولي نه براي دوستنيشون بلكه براي زندگي آيندشون ، براي كاخ ارزوهاشون ، براي شوهر آيندشون ، براي ...


+ نوشته شده در  جمعه 16 شهریور1386ساعت 12:35  توسط امین  | 

نمی دونم اصلآ مطالبم رو می خونید یا نه.مهم نیست.چون امروز خیلی اعصابم خورده.دوستی که با هم امتحان دادیم قبول شد ولی من نشدم.اصلآ ارشدو ولش کن.چون من می خوام ولش کنم.ببخشید که بلد نیستم شعععر بگم وبنویسم چون اصلا بلد نیستم.تو هر سایتی رفتم بیشترش از این شعععر های عاشقانه.کسی تو این سایتا میره؟؟؟ببخشید کمبود دارن.نمی دونم چی می گم.فکر کنم برم بهتره.البته نه برای همیشه.خوشحال نشدین؟؟؟امیدم به یکی بود که هنوز جوابم رو نداده .خودش می دونه کیه....
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 22:24  توسط امین  | 

خيلي احساس تنهايی دارم ٬ نمي دونم براي چي.يه كم سردرگمم٬ نمي دونم براي نتيجه كنكوره يا... كاشكي با يه كدومتون حرف مي زدم.قبل اينكه جواب بياد٬ هميشه كه با نيرويي تو جسمم صحبت مي كردم٬مي گفت حتمآ قبولي ٬ ولي چرا نشدم.موقعه ايكه شماره داوطلبي رو نوشتم قلبم تاپ تاپ مي زد٬ اما مطمئن بودم كه قبول ميشم٬  ولي نشدم.مي دونين چرا؟؟؟كمي از اون نيرو دارم نااميد ميشم.فكر كن چند ماه يه نيرويي مثل خدا هر روز بهت بگه غصه نخور٬ ناراحت نباش٬ چون ارشد قبول مي شي٬ولي جوابي نگيري.شما جاي من بوديد چي كار مي كرديد؟بگيد ديگه؟دوباره به اون اطمينان مي كرديد؟بي خيالش مي شديد؟يا بيشتر بهش نزديك مي شديد؟شايد زيادي سخت مي گيرم.اما بدونين مغزم از اين سوالا پره پره پره.نمي دونم چي كار كنم.دوباره درس بخونم يا براي سربازي اماده بشم يا اصلآ ارشد بي خيال شم.مي گم يه وقت فكر نكونين طرف چقدر خر خونه؟معدل ليسانسم حدوده ۱۴ شده.ولي يهويي هواي ارشد اومد تو كلم وبيرون نميره.شماها چطور؟سرتون درد گرفت از درددل من؟كم كم عادت مي كنين.من كلآ ادم احساسي هستم.يعني به كاراي كوچيك بيشتر از بزرگ به چشمم مياد.براي همين ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 شهریور1386ساعت 0:27  توسط امین  | 

جواب ازاد اومد.قبول نشدم.به همین راحتی.البته ازمایشی دادم.تا سال دیگه ببینیم چی میشه.یه کم ناراحتم.حوصله نوشتن ندارم.یه کی می تونه ارومم کنه یا نه؟؟؟
+ نوشته شده در  شنبه 10 شهریور1386ساعت 23:7  توسط امین  | 

سلام.امروز ۱۰ شهریور دارم براتون دومین مطلب رو می نویسم. تا جمعه ۹ شهریور شمال بودم.بد نبود.یه جای سرسبز با رود خونه و جنگل و کوه.مهمون هم تا دلتون بخواد داشتیم خیلی حال داد ولی خیلی هم خسته شدیم.مهمونا هم تنبل .اما چون هوا خوب بود  کیف داد. یه اهنگ امینم هم برده بودم و گوش می کردم.من دیوونه امینم  هستم.تموم اهنگاشو ترجمه کردم وتقریبآ بیشترشو حفظم.شماها چی؟البته بطور خیلی خنده دار اهنگاشو دیدم.تلویزیونمون شبای تابستون که هوا صاف بود شبکه خارجی میگرفت که صبح تا شب امینم میداد.من هم همونجا طرفدارش شدم.اهنگی که پخش می کرد در مورد مادرش بود.بعد هم می رفتم اینترنت متن اهنگاشو پیدا می کردم و همونجا از دیکشنری ترجمه می کردم.دیونه بودم نه؟راستی شما ها چی گوش میدین؟فکر کردین برای چی اون خواننده رو گوش میدین؟من اگه اهنگی رو نفهمم چند بار دیگه گوش نمیدم.از این شبکه های ایران موزیک و مهاجر متنفرم.چون فقط از شادی ورقص میگه.یه وقت شده از مشکلات و نداری و ... بگه؟؟؟از موزیک بیاییم بیرون باشه؟

 تو این روزا منتظر جواب امتحان ارشد ازاد هستم.با اینکه شانسی دادم ولی نمی دونم چرا امیدوارم.یه چیزی به من میگه که قبول می شم.جوابش امروز فردا میاد.برام دعا کنید.رشته ترافیک دانشگاه تهران جنوب زدم.اگه قبول شدم یادتون باشه با ایمیلم با من هماهنگ کنیم بریم شام مهمون من.باشه؟سعی می کنم روزای دیگه در مورد یه نیروی با حال که میشه باهاش حرف زد.داد زد.خندید.گریه کرد و خیلی کارهای دیگه ...پس فعلا بای.فقط اگه می خواین با هم صحبت کنین اگه نه که ...

 

+ نوشته شده در  شنبه 10 شهریور1386ساعت 20:48  توسط امین  |