بعضي ها دليل خلقت انسان را نمي دانند و می پرسند هدفمان از به دنیا آمدن چیست ؟ ویا هدف خدا از خلقت انسان چه بوده است ؟ و یا سوالاتی در این زمینه...
بنظرم اومد هرچیزی بخوام در مورد دلایل آفرینش انسان بنویسم ٬ باز هم به نظر مولانا در آفرینش انسان ٬ نمی رسد . گفتم احتمالا براي شما هم جالب خواهد بود . كليه مطالبي كه در پايين آمده ، از مولانا نقل قول شده است . نه از من . فقط انتخابش با من بوده .
آفرينش انسان از زبان مولانا
داستان آفرينش انسان به دست خداي عزوجل داستاني شگرفت و عبرت آموز است . اينها كه مي گويم اسرار است نه كه بگويم خدا كم ارزش است كه خداوند را پيمانه اي براي سنجيدن ارزش نيست بلكه هدف اين است كه تو خود بداني كه كجا ايستاده اي و با چه موجود نازنيني هم آغوش مي كني .خداوند تنها بود در ميان همه مخلوقاتش ، موجودي نبود كه بتوان به او ، آنچنان كه بايد باليد و افتخار كرد .خدا _ جل جلاله _ مي خواست آينه اي داشته باشد تا وجود زيباي خود را در آن نقاشي كند . يكي مثل خودش .
لاجرم دست به كار شد * كن فيكوني كرد * و دست به خلقت موجودي زد كه خود مي دانست چه موجود زيبايي خواهد بود . ذره ذره ، آهسته آهسته ، نرم نرمك مي ساخت و حكاكي مي كرد و هنر مي باريد . جسم انسان كامل شد . ملائك گفتند : چه زيبا موجودي آفريدي اي پروردگار بي همتا . ملائك متعجب بودند كه خداي عزوجل با چه شور وشوقي دست به كار است ! خدا گفت : صبر كنيد . اين كه شما را متعجب كرده است ، هيچ نيست . آنگاه اين جسم را بلند كرد و در آغوش كشيد . آنگاه لبانش را بر روي لبان آدم گذاشت و از روح مبارك خود در او دميد .
انسان ( تو ) متولد شد . چشمانش را باز كرد و چه لحظه ي زيبايي بود ، آن لحظه كه چشم در چشم خدا بود . خوش به حال اي انسان كه اولين نگاهت به ديدني ترين منظره گشوده شد.
چشمان خشك و بي روح انسان از اين ديدار پر از نور اشك شد . شد اشك روان از منظر من _ خداوند عزوجل به انسان زباني آموخت كه رمزي بود بين خود و انسان ( تو ) كه نشانه اش اشك است .
آنگاه به انسان ( تو ) گفت : اي عزيز دلم ! اي زيباي من ! اي جان و دل من ! اي قرباني من! بدان كه هرگز و هيچ زماني تو را از آغوشم رها نخواهم كرد . " من از رگ گردن به تو نزديك تر هستم " و تو با مني در همه حال و در همه جا . سپس خدا هديه تولدش را به انسان داد . انسان مشتاق بود كه بداند در اين بسته چيست ؟ اين با ارزش ترين چيزي است كه او خواهد داشت " هديه اي از طرف خداي متعال و معشوق لا يزال " چه چيز مي تواند اين ارزش را داشته باشد كه " خدا " آن را به عنوان هديه به عزيز ترينش ( تو ) بدهد ؟
آن هديه " زندگي " بود .
